دوره و شماره: دوره 25، تابستان 1405 - شماره پیاپی 10، تابستان 1405، صفحه 1-94 
تعداد مقالات: 5

ارزیابی کارکرد و پیامدهای زیست‌محیطی قارچ‌کش‌های مبتنی بر ساختار آزول در بخش کشاورزی

صفحه 6-28

https://doi.org/10.22059/giahpzshsj.2026.409051.1042

مانی جباری، میترا جباری، مینا جباری

چکیده ترکیبات آزول به‌دلیل کارایی بالا در مدیریت آفات و بیماری‌های قارچی، به یکی از پرکاربردترین گروه‌های آفت‌کش در سطح جهان تبدیل شده‌اند. اکثریت این ترکیبات، به‌ویژه تریازول‌ها، با هدف قرار دادن آنزیم دمتیلاز و مهار مسیر بیوسنتز ارگوسترول در غشای سلولی قارچ‌ها عمل می‌کنند. گستره کاربرد این ترکیبات از حفاظت محصولات کشاورزی و باغبانی تا صنایع غذایی و درمان عفونت‌های قارچی در پزشکی گسترش یافته است. علی‌رغم نقش کلیدی آزول‌ها در امنیت غذایی، استفاده متمرکز و مکرر از آن‌ها منجر به بروز چالش‌های زیست‌محیطی جدی، از جمله پایداری در اکوسیستم‌ها و تجمع زیستی در گونه‌های آبزی و خشکی‌زی غیرهدف شده است. با این وجود، به‌دلیل بازدهی مطلوب و شاخص‌های سمیت نسبتاً پایین‌تر نسبت به نسل‌های پیشین آفت‌کش‌ها، مشتقات مختلفی از این خانواده نظیر تریازول‌ها، پیرازول‌ها، ایمیدازول‌ها و اکسازول‌ها همچنان به‌عنوان اجزای فعال اصلی در فرمولاسیون محصولات حفاظت از گیاهان مورد تأیید و استفاده قرار دارند. این نوشتار ضمن بررسی مکانیسم عمل و کاربردهای این ترکیبات، به تحلیل توازن میان کارایی کشاورزی و مخاطرات اکولوژیک آن‌ها می‌پردازد.

آلودگی هوا؛ تهدیدی پنهان برای امنیت غذایی

https://doi.org/10.22059/giahpzshsj.2026.408849.1040

افروز بوکان

چکیده آلودگی هوا یکی از تنش‌های محیطی مهم عصر حاضر است که پیامدهای آن فراتر از سلامت انسان بوده و پایداری تولیدات کشاورزی و امنیت غذایی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. آلاینده‌هایی مانند اوزون (O₃)، دی‌اکسید گوگرد (SO₂)، اکسیدهای نیتروژن (NOₓ) و ذرات معلق (PM2.5 و PM10) می‌توانند از طریق ایجاد تنش اکسیداتیو، اختلال در فتوسنتز، کاهش جذب عناصر غذایی و تضعیف سازوکارهای دفاعی گیاه، حساسیت گیاهان را نسبت به آفات و پاتوژن‌ها افزایش دهند. افزون بر این، آلودگی هوا با تخریب یا تغییر ترکیبات آلی فرّار گیاهی، عملکرد گرده‌افشان‌ها و دشمنان طبیعی آفات را مختل کرده و تعادل اکولوژیک سامانه‌های زراعی را بر هم می‌زند.



شواهد حاصل از مطالعات میدانی در کشورهای مختلف نشان می‌دهد که آلودگی شدید هوا با کاهش عملکرد محصولات، افزایش فشار آفات و تشدید برخی بیماری‌های گیاهی همراه است. برای نمونه، در یک مطالعه میدانی، قرار گرفتن گیاهان در معرض آلاینده‌های ناشی از اگزوز دیزل و اوزون، فراوانی گرده‌افشان‌ها را حدود ۶۲ تا ۷۰ درصد و بازدید آن‌ها از گل‌ها را حدود ۸۳ تا ۹۰ درصد کاهش داد و در نتیجه، موفقیت تولیدمثلی گیاهان افت کرد. همچنین آلاینده‌ها با کاهش فعالیت زیستی خاک و اختلال در چرخه عناصر غذایی، توان گیاه را برای مقابله با تنش‌های زیستی کاهش می‌دهند.

این مقاله با رویکردی علمی‌ـ‌ترویجی، مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم اثر آلودگی هوا بر گیاهان، آفات، بیماری‌های گیاهی، گرده‌افشان‌ها، دشمنان طبیعی و سلامت خاک را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که کیفیت هوا یکی از مؤلفه‌های مهم اما کمتر مورد توجه در امنیت غذایی است.

عوامل بیماری‌زای قارچی پس از برداشت هلو و راهکار‌های مدیریت آن‌ها

https://doi.org/10.22059/giahpzshsj.2026.410140.1047

مانی جباری، میترا جباری

چکیده بیماری‌های قارچی پس از برداشت، یکی از چالش‌های بنیادین در زنجیره تأمین، ذخیره‌سازی و قابلیت بازاریابی میوه هلو (Prunus persica) محسوب می‌شوند. حضور بیمارگرهای اثرگذاری نظیر Monilinia spp، Penicillium expansum، Rhizopus stolonifera و Botrytis cinerea منجر به خسارات اقتصادی گسترده در سطح جهانی می‌گردد. اگرچه مدیریت سنتی این بیماری‌ها عمدتاً بر پایه استفاده از قارچ‌کش‌های شیمیایی استوار است، اما ظهور مقاومت بیمارگرها، ملاحظات سلامت عمومی و محدودیت‌های مقرراتی، کارایی این روش‌ها را با چالش جدی مواجه کرده است. نوشتار حاضر به بررسی و ارزیابی رویکردهای نوین کنترل شامل متدهای شیمیایی، فیزیکی و زیستی می‌پردازد و به‌طور ویژه بر کاربرد اسانس‌های گیاهی، آنتاگونیست‌های میکروبی، القای مقاومت سیستمیک و ضدعفونی‌کننده‌های سازگار با محیط‌زیست تمرکز دارد. یافته‌ها نشان می‌دهند که مدیریت تلفیقی، مستعدترین مسیر برای دستیابی به پایداری است. در نهایت، تأکید بر درک دقیق مکانیسم‌های آلودگی و شرایط محیطی حاکم بر اپیدمیولوژی هر بیمارگر، زیربنای طراحی استراتژی‌های کنترل کارآمد و متناسب با پویایی بیماری است.

زیست‌شناسی، بوم‌شناسی و مدیریت تلفیقی مگس خربزه بلوچستان

https://doi.org/10.22059/giahpzshsj.2026.408797.1038

مانی جباری، میترا جباری

چکیده مگس خربزه بلوچستان (Baluchistan Melon Fly, Myiopardalis pardalina (Bigot, 1891) (Diptera: Tephritidae)) یک آفت بسیار مهاجم است. این آفت تهدیدی جدی برای تولید جهانی محصولات باغی از خانواده کدوئیان محسوب می‌شود و در طول شیوع، بیش از 90 درصد از محصولات را از بین می‌برد. مگس خربزه بلوچستان، دارای چرخه زندگی چهار مرحله‌ای (تخم، لارو، شفیره و بالغ) و سازگاری‌های مورفولوژیکی متمایز است. محدوده جغرافیایی این گونه همچنان در حال گسترش است که ناشی از شبکه‌های تجارت جهانی و سازگاری آن با شرایط آب و هوایی متغیر است. هجوم این آفت به شدت عملکرد را کاهش و امنیت غذایی را تضعیف و اقتصادهای روستایی وابسته به کشت خانواده کدوئیان را بی‌ثبات می‌کند. استراتژی‌های کنترل متنوعی از جمله روش‌های نظارت و قرنطینه، شیوه‌های زراعی، کنترل‌های فیزیکی، مدیریت شیمیایی، عوامل بیولوژیکی و ابزارهای ژنتیکی نوظهور را ارزیابی می‌شود. ضرورت اتخاذ مدیریت تلفیقی آفات (IPM ) برای ایجاد تعادل استراتژیک بین اثربخشی، پایداری اکولوژیکی و مقیاس‌پذیری عملیاتی تأکید می‌کند. حشره‌کش‌های مرسوم اغلب در برابر لاروهای تغذیه‌کننده داخلی آن بی‌اثر هستند و نیاز به استراتژی‌های مدیریتی نوآورانه و یکپارچه را برجسته می‌کنند. محافظت از محصولات خانواده کدوئیان در برابر مگس خربزه بلوچستان نه تنها یک اولویت کشاورزی است، بلکه گامی حیاتی در حفاظت از اقتصادهای روستایی و امنیت غذایی جهانی است.